اب شبی

لغت نامه دهخدا

( آب شبی ) آب شبی. [ ب ِ ش َب ْ بی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آب معدنی که در آن شَب یا زاج باشد.

فرهنگ فارسی

( آب شبی ) ( اسم ) آب معدنی که در آن شب ( زاج ) باشد.
آب معدنی که در آن شب یازاج باشد

جمله سازی با اب شبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گزارش دالمانی، مراسم عمرکشان در همان مکانی برگزار می‌شود که مراسم تعزیه برپا می‌شده است. چارلز جیمز ویلس سیاح انگلیسی گزارش می‌کند که در دوران قاجار شبی در شیراز، به مراسم عمرکشان دعوت شده است؛ او این مراسم را تشریح می‌کند و از وجود عروسک مضحکی از عمر بن خطاب یاد می‌کند که در پایان مراسم به آتش کشیده می‌شود.

💡 مار ولدمورت که نجینی نام داشت در شبی که هری و هرمیون به دره ی گودریک رفته بودند در قالب بدن باتیلدابگشات به استقبال آن ها آمده بود و توانسته بود آن ها را ببیند.

💡 چه حاصل از این نوای حزین، که در دل او اثر نکند به حال منش، چه غم که شبی، به تاب و تبی، سحر نکند

💡 با وجود همهٔ این امکانات دیزنی لند شانگهای، دو هتل برای اقامت مهمانان دارد و شرایط برای رقم زدن شبی رؤیایی برای آنان را مهیا کرده‌است.

💡 (دوستخواه، ج ۱، ص ۳۳)» «جشن تیرگان» از بزرگ‌ترین جشن‌های ایران باستان است در ستایش و گرامی‌داشت «تیشتـَر» (تِشتـَر- تیر-شباهنگ- شِعرای یَمانی)، ستارهٔ باران‌آور در باورهای مردمی، و درخشان‌ترین ستارهٔ آسمان که در نیمهٔ دوم سال، هم‌زمان با افزایش بارندگی‌ها، در آسمان سرِ شبی دیده می‌شود.

💡 دور ازتو فارغ نیستم از درد و تب روز و شبی از عشق روی ومویتو دارم عجب روز و شبی

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز