خرگوش لب

لغت نامه دهخدا

خرگوش لب. [ خ َ ل َ ]( ص مرکب ) لب شکری را گویند و کسی باشد که خلقةً لب زیرین یا زبرین او شکافته باشد مانند لب خرگوش. سه لب.اَفْلَح ( از جهت لب زبرین ). اَعْلَم ( از جهت لب زیرین ). ( یادداشت بخط مؤلف ): و در غزالی خرگوش لب که لعل او را الماس عین الکمال شتافته بود...:
دانی ز چه معنی نشد ای در یتیم
لعل لب تو حجاب دندان چو سیم
خورشید رخت نخست تیغی که بزد
بر لعل لبت فتاد و کردش بدو نیم.
( لباب الالباب ج 1 ص 183 سیدشمس الدین نسفی، تحقیق از محمد قزوینی است ).

فرهنگ فارسی

لب شکری را گویند و کسی باشد که خلقه لب زیرین یا زبرین او شکافته باشد مانند لب خرگوشی سه لب افلح

جمله سازی با خرگوش لب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرگوش صحرایی (نام علمی: Lepus) یا خرگوش لب‌شکری، یک سرده از خانواده خرگوشان است. این خرگوش‌ها سرعت زیادی در دویدن دارند که تا ۷۲ کیلومتر بر ساعت هم می‌رسد.

مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز