لغت نامه دهخدا
الیشه. [ ] ( اِخ ) نام جزایری است که از آنجا آسمانجونی و ارغوانی می آورندو بگمان بعضی همان جزایر «ایولیس » و «لسبوس » و «تندوس » از جزایر آرخبیل هستند. ( از قاموس کتاب مقدس ).
الیشه. [ ] ( اِخ ) نام جزایری است که از آنجا آسمانجونی و ارغوانی می آورندو بگمان بعضی همان جزایر «ایولیس » و «لسبوس » و «تندوس » از جزایر آرخبیل هستند. ( از قاموس کتاب مقدس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نفوذ روم و مسئلهٔ مسیحیت در ارمنستان، درگیریهای بیشتری را میان ساسانیان و ارمنیها به وجود میآورد. دو منبع معاصر ارمنی، الیشه و لازار فاربی به این رویدادها و نام مهرنرسه بهعنوان آتشافروز آزار و شکنجهٔ ارمنیها توجه کردهاند. آنها در کنار لقب معمول وزُرک هرمتر (vzurk hramatar) که در ارمنی همانند هزاربد است، به او اشاره میکنند که معمولاً با لقب اصلی خویش، وزرگ فرمذار برابر است. برای شرح سیاست مهرنرسه نسبت به ارمنستان، بهطور عمده با منابع ارمنی روبهرو هستیم، که تصویری منفی از او ارائه میدهند. او با لقبهایی همچون «پیرمرد تلخ»، (tsern darnatsʿeal) «مار» (vishap) و «شیطانی» (dzakhoł) نامیده میشود. دلیل این امر این بود که مهرنرسه، خود بشخصه، در جایگاه فرمانروای ارمنستان جایگزین شدهبود و لقب فرمانروایی را گرفت و توانست کنترل ارمنستان را با کمک موبد موبدان و ورزلان، شاهزادهٔ سوانی در دست گیرد. دوم آنکه، به این ترتیب زرتشتیگری زروانی، که در متنهای ارمنی از آن با نام «دین فاسد» نام میبرند، در سال ۴۳۹ میلادی بر ارمنستان تحمیل شد.
💡 در طبرستان مقام ساخت و حدود آن معین گردانید، از طرف شرق دنیاره جاری و غربی قریه ملاط که آن قریه شهر هوسم اکنون به فرضه روده سر اشتهار دارد در سنه سمائه خمسین و خمسائه چون علاء الدوله حسن بر جای پدر خود بنشست از الیشه رود تا به کنس تمامی به استندار کیکاوس مسلم داشت و سامان رودخانه شد و حد غربی اصلاً ملاطه بوده، اما به زمان ملک هزار اسف بن شهرنوش هزار اسف به پادشاه مازندران خلاف کرده بود و با ملاحده اتفاق نموده بود از سخت سر تا ملاطه به ملحدان مسلم داشت و سخت سر را سامان غربی استندار گردانید و این در سنه تسعین و خمسائه بود و بعد از آن در زمان استندار شهر آکیم بن نماور بیستون بعد از سنه اربعین و سمائه با ملوک گیلان مخالفت کرده بود و در ساحل دریا نزاع میکردند و استندار چون مقاومت نتواست کرد مُعَسکر میگذاشت باز پس رفت تا به کنار نمکاوه رود رسید (نمکاوه رود که سرحد تنکابن است) و ملوک جیلان هرچند کوشیدند استندار را از آنجا نتوانستند برداشتند.