اعتراف نمودن

لغت نامه دهخدا

اعتراف نمودن. [ اِ ت ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) اقرار نمودن. مقر بودن. اذعان کردن: بخطای خویش اعتراف نموده معلوم شد که از طرف او رغبتی هست. ( گلستان ). اسب چوبین قلم طی این بادیه نیارد نمود همان بهتر که از آن بعجز اعتراف نمایم. ( نصیر همدانی ).

فرهنگ فارسی

اقرار نمودن مقر بودن اذعان کردن

جمله سازی با اعتراف نمودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و به سند معتبر از آن حضرت منقول است كه: اگركسى در شب بيست و سوم ماه مباركرمضان سوره انا انزلناه راهزار مرتبه بخواند، چون صبح كند، يقين او محكم و شديد شدهباشد به اعتراف نمودن به چيزى كه مخصوص ‍ ماست از غرايب وفضايل، و نيست اين مگر به سبب چيزى كه در خواب مشاهده نمايد. (428)

💡 به سندهاى معتبر از آن حضرت عليه السلام منقول است كه: اگر كسى در شب بيست وسوم ماه رمضان انا انزلناه را هزار مرتبه بخواند، چون صبح كند، يقين او شديدو محكم شده باشد، به اعتراف نمودن به چيزى چند كه مخصوص ما است از غرايبفضايل و نيست است، مگر به سبب چيزى كه در خواب مشاهده نمايد. (840)(841)

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز