لغت نامه دهخدا
( آشانه ) آشانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) آشیانه:
زهی عرش مجید آشانه تو
زهی هفت آسمان یک خانه تو.عطار.
( آشانه ) آشانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) آشیانه:
زهی عرش مجید آشانه تو
زهی هفت آسمان یک خانه تو.عطار.
( آشانه ) (نِ ) ( اِ. ) نک آشیانه.
( آشانه ) = آشیانه
( آشانه ) ( اسم ) ۱ - لان. حیوانات از مرغ سگ موش زنبور مارو غیره آشیان. ۲ - خانه مائ وی مسکن. ۳ - طبقه مرتبه آشکوب. ۴ - سقف آسمانه.
آشیانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیوا شعبانی، بازیگر تئاتر و سینما و دانشآموخته دانشگاه پیام نور و دانشجوی کارشناسی ارشد بازیگری در دانشگاه سینما و تئاتر است. او همچنین در رادیو، تئاتر و خوانش و کارگردانی کتابهای صوتی فعالیت میکند. از آثار او میتوان به سفید برفی، شیردل، بالا، ماشینها، یک روز خوش برای موزماهیها، مربوط به مردان، فریتس عزیز و اتریش علیا یا شخص سوم و اشانه یا کلبه والدین اشاره کرد. شیوه تئاتری او واقع گرایی سوسیالیستی است. او همچنین جوایز متعددی در زمینه ادبیات و نمایشنامه نویسی و جوایز بینالمللی بهعنوان «بهترین بازیگر زن» نیز دریافت کردهاست.
💡 یک کسر (pa) از بدترین اشانهها ترک میشود و یک اشیانه جدید ساخته میشود: