لغت نامه دهخدا
( مئة ) مئة. [ م ِ ءَ ] ( ع عدد، ص، اِ ) ( از «م ٔی » ) در محیط المحیط آرد: المئة و المائة [ م ِ ءَ ] به افزودن الف در خط نه در لفظ، بمعنی «ده تا ده » و آن اسمی است که بدان وصف کنند... رجوع به دو ماده قبل شود.
( مئة ) مئة. [ م ِ ءَ ] ( ع عدد، ص، اِ ) ( از «م ٔی » ) در محیط المحیط آرد: المئة و المائة [ م ِ ءَ ] به افزودن الف در خط نه در لفظ، بمعنی «ده تا ده » و آن اسمی است که بدان وصف کنند... رجوع به دو ماده قبل شود.
ده تا ده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ( لا اله الا الله وحده لا شريك له، صدق وعده و نصر عبده و هزم الا حزاب وحده، الاكل ما ثر اودم اومال يدعى فهو تحت قدمى هاتين، الا سدانه البيت و سقايه الحاج، الا وقتيل الخطا شبه العمد بالسوط و العصا، ففيه الديه مغلظه مئه منالابل؛ اربعون منها فى بطونها اولادها