لغت نامه دهخدا
لهواء. [ ل َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ). جایگاهی است. ( از معجم البلدان ).
لهواء. [ ل َ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ). جایگاهی است. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابراين، كسى مى تواند در ذهن، انديشه،استدلال، داورى، عواطف، هيجانات، بدن، اموال، زيستن، و سير تحولات كيفى يك انسانديگر يا تمام يك جامعه تصرف و مداخله نمايد كه اولا مانند آفريدگار و پروردگار حىقيوم حكيم عليم خيرخواه آن انسان و جامعه باشد و ثانيا از معارف حقه وحيانى كه شريعتو جهان- انسان شناسى توحيدى باشد باخبر، و به عبارت ديگر متفقه در دين باشد.خيرخواهى او وقتى ثابت مى شود كه اين معارف و شريعت را در وجود خويشتن بكار بستهو به مراتبى از رشد معنوى و قرب به خدا نائل گشته باشد. و اين همان معناى صائنالنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواء مطيعا لامر مولاه است با نيلش به قرب خدا، عشقورزيش به خدا ثابت شده است. و اين عشق ورزى دلالت بر آن دارد كه وى داراى علائقعاليه بوده اراده اش را به حقگرايى ساختارى و موروثيش سپرده است و (هوى ) را كهآز درون باشد سر كوفته است. با ايجاد علائق عاليه در خويشتن به خدا نزديك شده وصلاحيت تصرف، تعليم، ارشاد و رهبرى ديگران را پيدا كرده است.