سنز

لغت نامه دهخدا

سنز.[ س ُ ن ِ ] ( اِ ) سیاه دانه و آن تخمی باشد که بر روی خمیر نان پاشند. ( برهان ). سیاه دانه. ( فرهنگ رشیدی ) ( جهانگیری ) ( شرفنامه ). شونیز و سیاه دانه تخمی سیاه که بر روی خمیر نان پاشند. ( ناظم الاطباء ):
غیر نان تنک و تخم سنز چیست دگر
آنکه بر نسترن از غالیه خالی دارد.بسحاق اطعمه ( از جهانگیری ).گرتو خواهی که بچشم همه شیرین باشی
همچو حلوای سنز تخم محبت میکار.بسحاق اطعمه ( از شرفنامه ).

فرهنگ عمید

= شونیز

فرهنگ فارسی

سیاه دانه و آن تخمی باشد که بر روی خمیر نام پاشند.

جمله سازی با سنز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امیلی روبلینگ در ۱۸۷۹ میلادی متولد شد، دختر چارلز گوستاوس روبینگ و سارا (یا سالی) اورمسبی ماهون روبلینگ بود. پدر وی یک مهندس و رئیس جان ای. روبلینگز سنز، یک شرکت سیم و کیبل فولادی، بود. پدربزرگ وی، جان آگوستوس روبلینگ که متولد پروس بود، به عنوان مهندس عمران که مسئولیت ساخت پل بروکلین را داشت، معروف بود.

💡 كسانى كه سه فرمان ورود به قريه، ورود باب درحال خضوع، و گفتن حطّه و طلب آمرزش را نيكو به جا آوردند، افزون بر مغفرت وبخششش گناهانشان از رحمت و ثواب الهى نيز برخوردارند، و اگر محسنانكسانى باشند كه آزمون چهل ساله تيه را به دور از هرآلودگى و لغزشى سپرىكردند، انجام دستورهاى سه گانه مزبور سبب افزايش حسنات آنهاست. تعبير سنز يدالمحسنين به جاى و نزد المحسنين مانند: نغفر اشاره است به اين كه انسانمحسن حتما اوامر ياد شده را امتثال مى كند.

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز