لغت نامه دهخدا
سرکه جبین. [ س ِ ک َ / ک ِ ج َ ] ( ص مرکب ) ترشرو و بدخلق. ( غیاث ). رجوع به سرکه ابرو و سرکه پیشانی شود.
سرکه جبین. [ س ِ ک َ / ک ِ ج َ ] ( ص مرکب ) ترشرو و بدخلق. ( غیاث ). رجوع به سرکه ابرو و سرکه پیشانی شود.
ترشرو و بد خلق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می نوش حزین وشکرین نکته فروربز گو سرکه جبین زاهد، ازین شیوه ترش باش