رسب

لغت نامه دهخدا

رسب. [ رَ ] ( ع مص ) مصدر به معنی رسوب. ( از متن اللغة ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به رَسَب و رسوب شود.
رسب. [ رَ س َ ] ( ع مص ) مصدر به معنی رسوب. ( از اقرب الموارد ). رجوع به رسوب شود.
رسب. [ رَ س َ ] ( ع ص، اِ ) شمشیر درگذرنده. ( ناظم الاطباء ). شمشیر درگذرنده در ضریبة. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). شمشیر نهان شونده در ضریبه. رُسَب. ( از اقرب الموارد ).
رسب. [ رُ س َ ] ( ع ص، اِ ) مرد عاقل و بردبار. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || به معنی رَسَب، یعنی شمشیر نهان شده در ضریبه. ( اقرب الموارد ). و رجوع به رَسَب شود.
رسب. [ رُ س َ ] ( اِخ ) نام شمشیر آن حضرت صلی اﷲ علیه و آله. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نام شمشیر آن حضرت صلی الله و علیه و آله

جمله سازی با رسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هم خلف نام و هم خلیفه نسب نه به بازی شدی خلیفه رسب

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز