دیو بچه

لغت نامه دهخدا

دیوبچه. [ وْ ب َ چ َ / چ ِ / ب َچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) دیوزاده. بچه دیو. زائیده شده از دیو. دیوزاد:
جهان شد بر آن دیوبچه سیاه
ز بخت سیامک هم از بخت شاه.فردوسی.شده ست گورش وسواس خانه ابلیس
در او شده ست بسی دیو و دیوبچه مقیم.سوزنی.

فرهنگ فارسی

دیو زاده. بچه دیو.

جمله سازی با دیو بچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان شد بر آن دیو بچه تباه ز بخت سیامک چه از بخت شاه

💡 شدست گورش وسواس خانه ابلیس درو شدند بسی دیو و دیو بچه مقیم

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز