درشو

لغت نامه دهخدا

درشو. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان واقع در56 هزارگزی شمال باختر راور و 4 هزارگزی شمال راه فرعی راور به کرمان، با 125 تن سکنه. آب آن از قنات وراه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان واقع در ۵۶ هزار گزی شمال باختر راور و ۴ هزار گزی شمال راه فرعی راور به کرمان

جمله سازی با درشو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بل به زندان درشو خوش بنشین زیرا صحبت نادان صد ره بتر از زندان

💡 کنج وحدت گیر چون عطار پیش پس به کنجی درشو و مستور باش

💡 گر درشوی به خانه‌ش، بر خاکت شمشاد و لاله روید و سیسنبر

💡 همه زین قبهٔ بلند چو دُرج درشو و آی این دوازده برج

💡 در می طلبی نیایی اندر کشتی از جامه برون آی و بدریا درشو

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز