در اسب

لغت نامه دهخدا

دراسب. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قراتوره بخش دیواندره شهرستان سنندج، واقع در 27هزارگزی خاوری دیواندره و کنار رودخانه ول کشتی، با 250 تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه تأمین میشود و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان قراتوره بخش دیواندره شهرستان سنندج.

جمله سازی با در اسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 O كلمه ى (( خيل )) به معناى تكبّر است و در اينجا مراد از آن،((اسب )) است، گويا در اسب سوارى نوعى، احساس ‍ بزرگى و تكبّر به انسان دست مىدهد.

💡 در ۱۸۵۵ به خاطر حادثه‌ای که در اسب‌سواری برایش پیش آمد سفر خود به انگلستان را به تأخیر انداخت و در همان سال از سمتش در کمپانی هند شرقی استعفا داد. وقتی که بالاخره به انگلستان بازگشت، نشان شوالیه فرمانده حمام را دریافت کرد و به عنوان مدیر سلطنتی کمپانی هند شرقی منصوب شد.

💡 (جـيـاد) جـمـع (جـواد) در ايـنـجا به معنى اسبهاى سريع السير و تندرو است، و دراصـل از مـاده (جود) و بخشش گرفته شده، منتهى (جود) در انسان از طريق بخشيدنمال است، و در اسب از طريق سرعت سير.

💡 برفتند بی کام و بی نام و هوش نه در مرد تاب و نه در اسب توش

💡 سَمَند رنگی مایل به زرد یا نوعی رنگ طلایی در اسب‌ها است. این رنگ برای مثال در اسب ترکمن وجود دارد و گران قیمت‌ترین اسب ترکمن است.

💡 در اسب دریایی و لوله‌ماهی، این جانور نر است که باردار می‌شود.

الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز