خداعه
مترادفها
فریبکار، حیلهگر، مکار، نیرنگباز
لغت نامه دهخدا
( خداعة ) خداعة. [ خ َدْ دا ع َ ] ( ع ص ) مؤنث خداع.
- سنون خداعة؛ سالها که در آن نمو و افزونی کمتر باشد. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
مونث خداع
جمله سازی با خداعه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 10 - باز براى بيدار شدن براى هر امرى، عامر بن عبداللّه بن جذاعه [يا خداعه ] مىگويد:(303) هر بنده اى هنگامى كه در رختخواب مى رود، آخر سوره كهف را بخواند،در همان ساعت و لحظه اى كه مى خواهد بيدار مى شود.
💡 و نيز در روايت آمده كه يونس بن ظبيان مى گويد: به امام صادق (ع ) عرض كردم: آيااين دو مرد را از آن مرد باز نمى داريد؟ فرمود: كدام مرد و كدامين دو مرد؟ عرض كردم: آياحجربن زايده و عامر بن جذاعه [يا: خزاعه، يا: خداعه ] را ازمفضّل بن عمر باز نمى داريد؟ فرمود: اى يونس، از آن دو خواستم كه از او دست بكشندولى اين كار را نكردند، سپس آن دو را خواندم و از آنها تقاضا نموده و درخواست كردم،ولى از وى دست برنداشتند، خداوند آن دو را نيآمرزد، به خدا سوگند، مسلّماً كثيرعزّة در مودّت و دوستى اش از آن دو در آنچه از مودّت من به خود انتساب مى دهند،راستگوتر است آنجا كه مى گويد: