ممتنعه

مترادف‌ها

غیرممکن، ممنوعه، غیرقابل انجام

متضادها

ممکن، مجاز، مباح

لغت نامه دهخدا

( ممتنعة ) ممتنعة. [ م ُ ت َ ن ِ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث ممتنع. ج، ممتنعات. و رجوع به ممتنع شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث ممتنع جمع ممتنعات.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران