لغت نامه دهخدا
جلابه. [ ج َل ْ لا ب َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث جلاب. ( ازاقرب الموارد ). رجوع به جلاب شود. || زن بسیارفریاد بیهده گوی بدخوی. ( منتهی الارب ). رجوع به جلبانه شود.
جلابه. [ ج َل ْ لا ب َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث جلاب. ( ازاقرب الموارد ). رجوع به جلاب شود. || زن بسیارفریاد بیهده گوی بدخوی. ( منتهی الارب ). رجوع به جلبانه شود.
مونث جلاب یا زن بسیار فریاد بیهده گوی بدخوی.
💡 در مناطق شمال شرقی آفریقا، به خصوص در مصر، سبکهای پوشش سنتی زنان تحت تأثیر فرهنگهای خاورمیانه قرار گرفته است؛ جلابیه گلدوزی شده ساده، میتواند نمونه خوبی از آن باشد، که بهطور مشابه در کشورهای حاشیه خلیج فارس برای پوشش از آن استفاده میکنند. جلابه (در مناطق شمال غربی آفریقا آن را میپوشند)، ویژگیهای مشابه ای با بوبو، داشیکی و خفتان سنگالی دارد. حال آنکه زنان در نیجریه، سربند میپوشند.