لغت نامه دهخدا
حسن خط. [ ح ُ ن ِخ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خوشنویسی:
ای حسن خط از دفتر خلاق تو بابی
شیرینی از اوصاف تو حرفی ز کتابی.سعدی.
حسن خط. [ ح ُ ن ِخ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خوشنویسی:
ای حسن خط از دفتر خلاق تو بابی
شیرینی از اوصاف تو حرفی ز کتابی.سعدی.
خوشنویسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 13- نبايد نويسنده، اهتمام خويش را به حسن خط محدود سازد؛ بلكه بايد روشن وخوانا بنويسد
💡 در حقیقت این خود آرایان گرفتار خودند حسن خط و خال بس باشد قفس طاووس را
💡 زان خط نیکو لبت در هر زبان خواهد فتاد موجب شهرت نشد یاقوت را جز حسن خط
💡 13- نبايد نويسنده، اهتمام خويش را به حسن خط محدود سازد؛ بلكه بايد روشنوخوانا بنويسد
💡 غافل مشو از حسن خط یار که این دور چون عهد جوانی است که دیگر نتوان یافت