جهراء

لغت نامه دهخدا

جهراء. [ ج َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث اجهر. زن دیداری تمام خلقت و احوال دیداری. || آنکه در آفتاب دیدن نتواند. ( منتهی الارب ). || چشم که حدقه وی بیرون رو باشداز خانه. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ). || اسب که غره وی همه روی او را گرفته باشد. ( منتهی الارب ). || پشته هموار و پهناور. ( ذیل اقرب الموارد ). || زمین هموار که در آن درخت و پشته نباشد. || جماعت. || بزرگان قبیله. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ).
جهراء. [ ج ُ هََ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ جهیر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جهیر شود.

جمله سازی با جهراء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 25 - چشم سالم درمقابل چشم عمشاء (42) و حولاء (43) و خفشاء (44) و جهراء (45) و عشياء (46)قصاص مى شود يعنى اگر جانى چشم كسى را كه به يكى از اين عيب ها معيوب استدرآورد چشم سالمش را در مى آورند.

💡 جزیره‌های تابع استان جهراء عبارتند از: بوبیان و وربه. جزیره‌های تابع استان عاصمه (پایتخت) عبارتند از: فیلکه، کبر، عوهه، ام‌المرادم، مسکان، قاروه، و ام‌النمل.

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز