جبوری

لغت نامه دهخدا

جبوری. [ ج ُ ] ( اِخ ) خلیل بن سلطان بن ناصر. شاعر و ادیب از مردم بغداد است. در این شهر در سال 1137 هَ. ق. / 1725 م. بدنیا آمد و در همانجا تحصیل کرد و بسال 1191 هَ. ق. / 1777 م. در همان شهر درگذشت. ( از الاعلام زرکلی ج 1 ص 298 ).
جبوری. [ ج ُ ] ( اِخ ) سلطان بن ناصربن احمد.از فضلاء بغداد بود و مشهور به جبوری، و منسوب به جبور است که نام قبیله بزرگی در کنار نهر خابور میباشد. وی در خابور متولد شد و به بغداد و حجاز و دمشق سفر کرد و در راه عراق به مکه بسال 1138 هَ. ق. درگذشت. او را دو شرح است: یکی در «القراآت السبع» و دیگری در «النحو» میباشد. ( از الاعلام زرکلی ج 1 ص 378 ).

جمله سازی با جبوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسن اَنکُرلی (۱۸۵۴–۱۹۲۵) (نسب: حسن بن محمد موصلی مشهدانی بغدادی) فقیه و نویسنده عراقی بود. از اهالی موصل و علمای آن بود، در بغداد نزد محمود شکری آلوسی و دیگران دانش آموخت. در اواخر زندگی، رئیس کتابخانهٔ کهیه در بغداد، امام مسجد جامع وزیر برگزیده شد. مجموعه آثاری در زبان‌شناسی، فقه، تاریخ و ادبیات نگاشت. کتابخانهٔ شخصی او که همگی شامل نسخه‌های خطی آثار خود می‌شد به کتابخانهٔ اوقاف عامه در تاریخ ۲۰ ژوئن ۱۹۶۶ اهدا شد، ۱۵۴ نسخهٔ خطی. عبدالله جبوری فهرستی از آن نوشت.

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز