ثناسرای
مترادفها
ستایشگر، ممدوح، ثناگو
متضادها
نکوهشگر، ملامتگر
لغت نامه دهخدا
ثناسرای. [ ث َ س َ ] ( نف مرکب ) مدح گو. ستایشگر:
گاه به الحان ثناسرای تو باشم
گاه غزل گوی بر بتان پریوش.سوزنی.
جمله سازی با ثناسرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سودت نکند ثناسرایی چون سینهی سرّ ما بخستی
💡 بیا که عاشق آن روی و موی جعد توئیم ثناسرای و دعا گوی فال سعد توئیم