تیر پرتابی

لغت نامه دهخدا

تیر پرتابی. [ رِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) منسوب به تیر پرتاب:
به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی
هواگرفت زمانی ولی به خاک نشست.حافظ ( از آنندراج ).کبوتر فلک از بیم تیر پرتابی
چو سایه آمد و بر خاک رهگذر افتاد.طالب آملی ( ایضاً ).رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به تیر پرتاب

جمله سازی با تیر پرتابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کشیده‌ای چو کمان دشمن مرا در بر مرا ز پیش میفگن چو تیر پرتابی

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز