توهن

لغت نامه دهخدا

توهن. [ ت َ وَهَْ هَُ ] ( ع م ) سست شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). یقال: توهن امره؛ ای ضعف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || سنگین شدن مرغ از خوردن دانه چنانکه قادر به پرواز نباشد. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

سست شدن سنگین شدن مرغ از خوردن دانه چنانکه قادر به پرواز نباشد

جمله سازی با توهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تشكيل حزب هتحيا چندين تشكل و گروه سياسى راست گراى افراطى شركت داشته اندكه مهمترين آنها عبارتند از: گروه پروفسوريوفال نئمان رئيس وقت دانشگاه تل آويو، جنبش مذهبى و حامى سياست شهرك سازى غوشايمونيم، گروه ((وفادارن به اصول حيروت )) در ليكود به رهبرى غيئولا توهن وگروه ((جنبش سرزمين اسرائيل )) در ليكود به رهبرى موشى شمير. غيئولا كوهن و موشىشمير هر دو از اعضاى گروه پارلمانى ليكود بودند ولى به عنوان اعتراض به امضاىمعاهده كمپ ديويد، از آن خارج شدند. حزب هتحيا به پيشنهاديوفال نئمان تاسيس شد و پس از تاسيس اين حزب، نئمان به رهبرى آن برگزيده شد.

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
منفعت یعنی چه؟
منفعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز