لغت نامه دهخدا
ترخان کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ترخان فرمودن. بمنصب ترخانی رسانیدن:
به شکر آن دو هفته ماه تابان
سپه را کرد چندین سال ترخان.یحیی بن سیبک نیشابوری.و رجوع به ترخان فرمودن و ترخان و ترخانی شود.
ترخان کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ترخان فرمودن. بمنصب ترخانی رسانیدن:
به شکر آن دو هفته ماه تابان
سپه را کرد چندین سال ترخان.یحیی بن سیبک نیشابوری.و رجوع به ترخان فرمودن و ترخان و ترخانی شود.
ترخان فرمودن بمنصب ترخانی رسانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترخان کردن افراد در هر چهار شاخهٔ فرمانروایان مغولی در ایران و دشت قبچاق (اردوی زرین = آلتین اردو) و چین (خاندان یو آن) و در آسیای میانه (چغتاییان) ادامه یافت.
💡 در منابع ترخان کردن جانوران از جمله اسب توسط مغولان دیده میشود