لغت نامه دهخدا
تبه کار. [ ت َ ب َه ْ ] ( ص مرکب ) گنه کار و ضایعکار. ( ناظم الاطباء ). تباه کار:
تبه کار را چاره باید گزید
که آسان ترین چاره آید پدید.( گرشاسبنامه ).رجوع به تباه کار شود.
تبه کار. [ ت َ ب َه ْ ] ( ص مرکب ) گنه کار و ضایعکار. ( ناظم الاطباء ). تباه کار:
تبه کار را چاره باید گزید
که آسان ترین چاره آید پدید.( گرشاسبنامه ).رجوع به تباه کار شود.
۱. گناهکار.
۲. مجرم.
گنه کار و ضایع کار. تباه کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما دزد تبه کار و تو شرمنده ز رفتار قربان تو گردم ز چه رو منفعل استی
💡 دل که چندی شده و بران ز تبه کاری عمر چشم دارم که بدست غمت آباد آید
💡 چو مفتی لاف دین داری مزن با این تبه کاری خدا را کی پرستید آنکه از ره برد شیطانش
💡 «اسلوین» (جاش هارتنت) که با فرد دیگری اشتباه گرفته شدهاست، ناخواسته وارد جنگ دو رقیب بزرگ تبه کار در شهر میشود. در همین هنگام اسلوین تحت تعقیب کارآگاه بی رحمی بنام «بریکوسکی» و همینطور یک قاتل بدنام مشهور به «گودکت» (بروس ویلیس) است…
💡 در آخر فصل میدوریا و بقیه با سه ارشد آشنا میشوند و لیگ تبهکاران با گروه تبه کاری به اسم شیه هاسایکای همکاری میکنند.
💡 در سال ۲۰۰۹ بابد ادنکرک به عنوان بازیگر در نقش یک وکیل تبه کار به سریال بریکینگ بد در شبکه ای ام سی پیوست. او به عنوان یک مهمان در ۳ قسمت از فصل دوم ظاهر شد و درنهایت درخشید و توانست بهطور منظم تا فصل آخر سریال باقی بماند.