لغت نامه دهخدا
تار و تمبک. [ رُ ت ُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) تار و تنبک. آلات ضرب ونوازندگی. آنچه نوازندگان با آنها زنند و نوازند.
تار و تمبک. [ رُ ت ُ ب َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) تار و تنبک. آلات ضرب ونوازندگی. آنچه نوازندگان با آنها زنند و نوازند.
( اسم ) ۱- تار همراه تنبک ۲- آلات ضرب و نوازندگی آنچه نوازندگان با آنها زنند و نوازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آثار اولیهٔ خالقی، بیشتر در قالب سنتی و مونوفونیک نوشته و تنظیم شدهاند و به تدریج در آثار بعدی وی میل و توجه به هارمونی آشکار میشود. تنظیم و ارکستراسیون آثار دیگران نیز بخش مهمی از فعالیتهای خالقی محسوب میشود. ویژگی دیگری که در ساختههای خالقی میتوان یافت، استفاده از سازهای تار و تمبک در بیشتر قطعات اوست. او این دو ساز را در کنار ارکستر بزرگ قرار میداد. او معتقد بود که برخی از سازهای ملی ایرانی، برای ارکستر مناسب نیستند، مانند سنتور که مشکل کوک کردن دارد، یا نی که خالقی استفاده از قرهنی (نوعی کلارینت) را بهجای آن ترجیح میداد.