بی نیاز شدن
مترادفها
بینیاز شدن، خودکفا شدن، بیاحتیاج شدن
متضادها
نیازمند شدن، محتاج شدن
لغت نامه دهخدا
بی نیاز شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مستغنی شدن. غنی شدن:
بیابی بنزدیک ما مهتری
شوی بی نیاز از بدی کهتری.فردوسی.نباشد مرا زندگانی دراز
ز کاخ و ز ایوان شوم بی نیاز.فردوسی.ز بیشی و کمی و از رنج و آز
به نیروی یزدان شدم بی نیاز.فردوسی.و خوانندگان این کتاب را باید... از دیگر کتب بی نیاز شوند. ( کلیله و دمنه ). || فارغ و آسوده شدن. پرداختن:
چو از جنگ پیران شدی بی نیاز
یکی رزم کیخسرواکنون بساز.فردوسی.
فرهنگ فارسی
مستغنی شدن ٠ غنی شدن ٠
جمله سازی با بی نیاز شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوعبداللّهِ خفیف گوید قناعت طلب ناکردنست آنرا که در دست تو نیست و بی نیاز شدن است بدانچه هست و در معنی آنکه خدای عزّوجلّ می گوید رِزْقاً حسناً گفته اند قناعت است.