بی حسیب

لغت نامه دهخدا

بی حسیب. [ ح َ / ح ِ ] ( ص مرکب ) بی حساب:
متناسبند و موزون حرکات دلفریبت
متوجهند با ما سخنان بی حسیبت.سعدی ( طیبات ).رجوع به حساب و بی حساب شود.

فرهنگ فارسی

بی حساب

جمله سازی با بی حسیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست اگر پسند تو، شیوهٔ بی گنه کشی از گنهم حساب کن، شکوهٔ بی حسیب را

💡 خواهرا از کف مده پای شکیب که بود اجر صبوران بی حسیب

💡 کسی کز عقوبت ندارد نهیب دلیری کند در گنه بی حسیب

💡 اسم اللّه است انسان را نصیب حبذا فرد کمال بی حسیب

💡 یا اسدالله، ز حزین غریب روی متاب ازکرم بی حسیب

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز