بندیوان

لغت نامه دهخدا

بندیوان. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) در اصل بندی بان بود بمعنی کسی که نگهبان قیدیان باشد و عوام در لفظ و معنی غلط کرده اند که بجای باء موحده واو میخوانند و بجای بندی که بمعنی اسیر است بندیوان را به معنی قیدی و اسیر گویند. ( آنندراج ) ( غیاث ). زندان بان و نگهبان بندیان. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). سجّان. حدّاد. زندانبان. دوستاق بان.

فرهنگ معین

(بَ دِ ) (اِمر. )= بندی بان: زندان بان.

فرهنگ عمید

= بندی بان

فرهنگ فارسی

( اسم ) زندانبان نگاهبان بندیان.

ویکی واژه

بندی بان: زندان بان.

جمله سازی با بندیوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقایای قلعه بندیوان مربوط به سده ۹ - ۱۰ ق است و در شهرستان خواف، روستای بندیوان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۳۱۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.