بسیلا

لغت نامه دهخدا

بسیلا. [ ب َ ] ( اِ ) به لغت مصری نوعی از جلبان است و آن خلربری است در غایت تلخی. رجوع به بسیل و بسیلة شود.

جمله سازی با بسیلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به کوه بسیلا دژم بازگشت تو گفتی که با باد انباز گشت

💡 به سوی جزیره ی بسیلا رسید به نزدیک طیهور، چون من شنید

💡 بیاراست پرمایه گنجی براین بسیلا توانگرتر اکنون زچین

💡 ز دریا به کوه بسیلا رسید کنون با بسیلا که شاید چخید

💡 نکرد او به کار بسیلا نگاه وز او ایمنی یافت طیهور شاه

💡 بدان گه که رفتم به درگاه شاه ز کوه بسیلا بیامد سپاه

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
پری خوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز