لغت نامه دهخدا
ببیر. [ ب َ ] ( اِ ) برگ گیاه پاپیروس که در قدیم در مصر بجای کاغذ بکار میرفت. بابواس. فافیر. بردی. پیزر. ( یادداشت مؤلف ).
ببیر. [ ب َ ] ( اِ ) برگ گیاه پاپیروس که در قدیم در مصر بجای کاغذ بکار میرفت. بابواس. فافیر. بردی. پیزر. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از صحبت جانان بکجا میروی؟ ای دل زنهار! ازین خانه ببیرون نخرامی!
💡 چون ز مدح تو بر اندیشیدم مغزی از پوست ببیرون آمد
💡 بویعقوب سوسی گوید محبّت درست نیاید الّا ببیرون آمدن از دیدن محبّت بدیدن محبوب، نیستیِ علم محبّت را.