لغت نامه دهخدا
گوزن سرین. [ گ َ وَ س ُ ] ( ص مرکب ) معشوقه ای که سرین وی مانند گوزن پر و انباشته باشد. ( ناظم الاطباء ).
گوزن سرین. [ گ َ وَ س ُ ] ( ص مرکب ) معشوقه ای که سرین وی مانند گوزن پر و انباشته باشد. ( ناظم الاطباء ).
معشوقه ای که سرینش مانند گوزن پر و انباشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز خوید سبز بگردد همی سرین گوزن ز لاله سرخ بگردد همی سروی غزال
💡 ز بهر تیغ تو دشمن قوی کند گردن ز بهر شیر همی پرورد گوزن سرین
💡 بر شعر زر دهی ز کریمان مثل شوی با شیر پی نهی ز گوزنان سرین خوری
💡 از او حسام بود وز حسود و دشمن سر ز شیر چنگ بود وز گوزن و گور سرین
💡 پلنگ هیات و قشقاو دم گوزن سرین عقاب طلعت عنقا شکوه طوطی پر