بعدان

لغت نامه دهخدا

بعدان. [ ب ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ بعید، یقال: فلان من بعدان الامیر و من قربائه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( مؤید الفضلاء ). و رجوع به بعید شود.

فرهنگ فارسی

جمع بعید یقال فلان من بعدان الامیر و من قربائه ٠

جمله سازی با بعدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعدان سفلی به عربی ( بعدان السُفلی )، روستایی است در دهستان المَنار از توابع استان اَبیَن در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.

💡 امام بعد از گرفتن اين جواب فرمود: فرزند برادرم و تو هم كشته مى شوى، بعدان تبلو ببلاءٍ عظيم اما جان دادن تو با ديكران خيلى متفاوت است گرفتارى بسيارشديدى پيدا مى كنى.

💡 ولى در سوره نجم، آيه 26، سوره بقره، آيه 255، و سوره يونس، آيه 3 به ديگراننسبت مى دهد، از آن جمله در سوره نجم، آيه 26 مى فرمايد: و لاتغنى شفاعتهم الا من بعدان ياذن الله لمن يشاء (و شفاعت آنان كار ساز نيست مگر بعد از اينكه خداوند به هركس خواست اذن دهد.)