بشیری

لغت نامه دهخدا

بشیری. [ ب َ ] ( اِخ ) احمد بشیری بن محمد. محدث بود. ( منتهی الارب ). احمدبن محمدبن عبداﷲ بشیری. وی از علی بن خشرم روایت کرده و عبداﷲبن جعفربن ورد و دیگران از وی روایت دارند. ( از اللباب ج 1 ).

فرهنگ فارسی

احمد بشیری بن محمد محدث بود ٠ احمد بن محمد بن عبدالله بشیری ٠ وی از علی بن خشرم روایت کرده و عبدالله بن جعفر بن ورد و دیگران از وی روایت دارند ٠

دانشنامه عمومی

بشیری ( به کردی: Qubîn ) ( به ترکی استانبولی: Beşiri ) شهری است در کشور ترکیه که در استان باتمان واقع شده است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی ۸٬۸۲۹ نفر و بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۹ میلادی ۹٬۰۸۵ نفر می باشد.

جمله سازی با بشیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل و دین و سر و جان کرد مهیا به نثار کو بشیری که برد مژده یوسف بپدر

💡 برق‌سان آمد بشیری رعدسان آواز داد گفت‌کز ابر عنایت فتح باب آمد پدید

💡 به بوی پیرهن مشتاق و محتاجم بشیری کو که درکوی غمت هر گام صد بیت الحزن دارم

💡 در این باشگاه روس یک بازیکن هم از کشور ایران به نام رضا بشیری بازی میکند.

💡 زاهد بشیری راد، مدیر روابط عمومی دادگستری استان تهران اعلام کرده ‌است که که سه تن از متهمان حوادث پس از انتخابات ایران به اعدام محکوم شده‌اند.بی بی سی

💡 بهار موحد بشیری (زادهٔ ۱۳۵۸ در تهران) ارتودنتیست٬ کاریکاتوریست و خوانندهٔ موسیقی اصیل ایرانی است.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز