جرع

لغت نامه دهخدا

جرع. [ ج َ رَ ] ( ع مص ) تافته تر شدن یکتاه از تاههای رسن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). پیچیده و بافته شدن تاری از تارهای ریسمان یا چله و زه است که آشکار و برآمده است بر سایر تارهای آن ریسمان و آن ریسمان را مجرع گویند. ( شرح قاموس ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). جَرِع. ( منتهی الارب ). || جرعه جرعه خوردن شراب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). اندک اندک شراب خوردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || کردکردن ( کذا ). ( شرح قاموس ). || یکباره آب را خوردن. جَرع. ( از اقرب الموارد ). || ج ِ، جَرَعَه، به معنی ریگزاری که گیاهی نرویاند.( از معجم البلدان ) ( منتهی الارب ). رجوع بجرعه شود.
جرع. [ ج َ ] ( ع مص ) فروخوردن آب را. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( آنندراج ). آب خوردن. ( دهار ). شرب الماء. ( بحر الجواهر ). || یکباره آب را خوردن. جَرَع. ( از اقرب الموارد ). || اندک اندک خوردن شراب. ( از مصادر زوزنی ). رجوع به جرع شود. || فروخوردن خشم. ( از متن اللغة ).
جرع. [ ج َ رِ ] ( ع اِ ) رسنی که یکتاه آن تافته تر باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). چله یا رسنی که یک تاه آن پیچیده و تافته شده و بر سایر تارهای آن آشکارتر باشد. ( از شرح قاموس ) ( از متن اللغة ).
جرع. [ ج ُ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ جُرعَه. رجوع به جرعه شود.
جرع. [ ج َ رَ ] ( اِخ ) نام موضعی است که در بیت زیر ذکر گردیده است:
للما زنیةمصطاف و مرتبع
ممارات اودفالمقرات فالجرع.ابن مقیل ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

نام موضعی است

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
فرو بردن آب. «جرع الماء: بلعه» از باب منع یمنع (قاموس)تَجَّرُعْ: جُرْعَهْ جُرْعَه خوردن. از آب صدید نوشانده می‏شود که جرعه جرعه و به زحمت خورد و نتواند فرو برد. این آیه کریمه در بیان حال اهل جهنّم است اعاذن اللّه منها و این کلمه تنها یکدفعه در قرآن مجید وارد شده است و مراد آنست که نوشیدن آن مشکل است به ناچار جرعه جرعه می‏خورد این کلمه درباره غصّه خوردن و فرو خوردن این کلمه درباره غصّه خوردن و فرو بردن خشم نیز به کار می‏رود در نهج البلاغه درباره حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلم هست «وَ تَجَّرَعَ فیهِ کُلَّ غُصّةٍ» در رضای خدا هر غصّه را جرعه جرعه فرو برو خطبه 192.

جمله سازی با جرع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فلک ساغر ماه نو پیش دارد چو ساقی جرع باز ریزد ز جامت

💡 جرع به عربی ( جَرع )، روستایی است در دهستان

💡 ابليس گفت: پنج كس را نمى توانم مورد حيله و فريب خويش قرار دهم و آن پنج نفرعبارتند از: كسى كه با نيت خالص به خدا پناه ببرد و در همه امور به او تكيه كند،كسى كه در شبانه روز ذكر و تسبيح فراوان گويد و كسى كه براى برادر مومن خود مىپسندد آن چه را براى خود مى پسندد، و كسى كه در مصيبتى كه بر او روى شد جرع نكندو شكيبا باشد، و كسى كه بدانچه خدا براى او مقرر داشت، راضى باشد.

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز