یکی از کمیتهای بنیادی و برداری در فیزیک است که برای توصیف وضعیت حرکت یک جسم بهکار میرود. این کمیت نشان میدهد که برای تغییر حالت حرکت یا متوقف کردن یک جسم چه میزان نیرو و در چه مدت زمانی لازم است. مفهوم این واژه نقش مهمی در صورتبندی قانون دوم نیوتن دارد و از این رو در تحلیل بسیاری از پدیدههای مکانیکی مورد استفاده قرار میگیرد. بهطور کلی، بیانگر ترکیبی از جرم و سرعت یک جسم است و از طریق آن میتوان میزان «پایداری» حرکت جسم را در برابر تغییر بررسی کرد.
از دیدگاه ریاضی، تکانهٔ یک جسم برابر است با حاصلضرب جرم آن در سرعت برداریاش در یک لحظهٔ معین؛ یعنی ( p = mv ). در این رابطه، ( m ) جرم جسم، ( v ) بردار سرعت و ( p ) بردار تکانه است. در دستگاه بینالمللی یکاها (SI)، تکانه با واحد کیلوگرم متر بر ثانیه (kg·m/s) اندازهگیری میشود. از آنجا که کمیتی برداری است، افزون بر اندازه، دارای جهت نیز هست و جهت آن با جهت سرعت جسم یکسان است. در این تعریف، معمولاً تنها حرکت انتقالی جسم در نظر گرفته میشود؛ بنابراین در بسیاری از مسائل میتوان ابعاد جسم را نادیده گرفت و آن را بهصورت یک ذرهٔ مادی مدلسازی کرد.
درک شهودی این مفهوم را میتوان با بررسی تأثیر جرم و سرعت بر توقف یک جسم توضیح داد. اگر دو جسم جرم یکسانی داشته باشند، جسمی که با سرعت بیشتری حرکت میکند برای متوقف شدن به نیروی بزرگتری نیاز دارد یا باید همان نیرو برای مدت زمان طولانیتری بر آن اعمال شود. به همین ترتیب، اگر سرعت دو جسم برابر باشد، جسمی که جرم بیشتری دارد برای توقف به نیروی بیشتری یا مدت زمان بیشتری از اعمال نیرو نیاز خواهد داشت. برای نمونه، متوقف کردن یک توپ که با سرعت ۳۰ کیلومتر بر ساعت حرکت میکند توسط دست یک بازیکن، در مقایسه با متوقف کردن یک تریلی در حال حرکت با همان سرعت توسط یک دیوار بتنی، بهخوبی نشان میدهد که جرم جسم تا چه اندازه در مقدار تکانه و دشواری توقف آن نقش دارد.
تکانه. [ ت ِ ن ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ده پیراست که در بخش حومه شهرستان خرم آباد واقع است و 600 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
{impulse , impulsion} [روان شناسی] 1. در نظریۀ روان کاوی، جنبش کارمایۀ روانی مربوط به سائق های جنسی و پرخاشگری 2. در روان شناسی، میل و رغبت ناگهانی و ضروری به فعالیت فوری
{momentum} [فیزیک] کمیتی بُرداری که در مکانیک کلاسیک عبارت است از حاصل ضرب جِرم جسم در سرعت آن
تکانه (زیست شناسی). تَکانِه (زیست شناسی)(impulse)
(یا: پیام عصبی) وسیلۀ انتقال اطلاعات بین بخش های متفاوت بدن. تکانه های عصبی به سرعت در طول یاخته های عصبی (نورون ها) حرکت می کنند و تکانه های پیاپی اطلاعات را جلو می رانند. تحریک از محیط تکانه هایی ایجاد می کند که گیرندۀ محرک آن را درمی یابد و از طریق نورون های حسی به مغز یا طناب نخاعی می رساند. مثلاً، گیرندۀ لمس در پوست انگشت تکانه هایی به مغز می فرستند که موجب شناسایی شیء لمس شده می شود. همچنین، اطلاعات ممکن است از مغز یا طناب نخاعی و از طریق نورون های حرکتی به ماهیچه یا غده برسند. مثلاً، اطلاعات ممکن است به شکل توالی هایی منتقل شوند که موجب انقباض ماهیچه هایی می شود که انگشت را از شیء دور می کنند. مثال سادۀ این فرآیند شامل همۀ مراحلی است که از محرک تا پاسخ ماهیچه در یک قوس انعکاس (کمان بازتاب) روی می دهد. گرچه تکانۀ عصبی اثری الکتریکی است، از نوع الکتریسیته نیست. تکانۀ عصبی ناحیه ای از نورون است که پتانسیل الکتریکی آن تغییر می یابد و معمولاً آن را ناحیۀ واقطبش می نامند. واقطبش براثر حرکت یون های کانی از خلال غشای نورون ها پدید می آید.
تکانه (فیزیک). تَکانِه (فیزیک)(momentum)
تَکانِه
(یا: اندازه حرکت) حاصل ضرب جرم جسم در سرعت آن. اگر جرم جسمی برابرm کیلوگرم و سرعت آن برابرV متر بر ثانیه باشد، تکانۀ آن عبارت است از mv. یکای آن کیلوگرم متر بر ثانیه (Kg ms-۱) یا نیوتون ثانیه است. تا وقتی نیروی برآیند یا نیروی خنثی نشده ای بر جسم وارد نشود، تکانۀ آن تغییر نمی کند. بنابر قانون دوم حرکت نیوتون، بزرگی نیروی برآیند وارد بر جسم برابر است با آهنگ تغییر تکانۀ پدیدآمده براثر همان نیرو:(فرمول ۱)که در آن، mu تکانۀ اولیۀ جسم، mv تکانۀ نهایی، وt زمان تأثیر نیرو برحسب ثانیه است.فرمول ۱:
در این صورت، تغییر تکانه یا ضربۀ حاصل را چنین نشان می دهند: mv - mu = Ft ضربه یا تغییر تکانه. قانون پایستگی تکانهیکی از مفاهیم اساسی فیزیک کلاسیک است. بنابراین قانون، تکانۀ کل همۀ اجسام در هر سامانۀ بسته ای ثابت می ماند و فرآیندهایی که در سامانه اتفاق می افتند، در تکانۀ کل آن هیچ تأثیری ندارند. تکانۀ زاویه ای جسم چرخانی به جرمm، که با سرعتV روی مداری دایره ای به شعاعR در چرخش است، برابر است باmVR. تکانۀ زاویه ای نیز کمیتی پایسته است. تغییر هریک از عوامل در تکانۀ زاویه ای، مثل تغییر شعاع مدار، منجر به تغییر عوامل دیگری مثل سرعت می شود تا مقدار تکانۀ زاویه ای ثابت بماند. به عبارت دیگر، با کاهش هر عامل در تکانۀ زاویه ای، لازم است به عامل دیگر افزوده شود تا پایستگی تکانۀ زاویه ای برقرار بماند.