لغت نامه دهخدا
برج اولیا. [ ب ُ ج ِ اَ ] ( اِخ ) برجی از قلعه هرات:
از که جوید نوش داروی شفا زیرا که نیست
این دوا در طبله عطار برج اولیا.شفیع اثر ( آنندراج ).
برج اولیا. [ ب ُ ج ِ اَ ] ( اِخ ) برجی از قلعه هرات:
از که جوید نوش داروی شفا زیرا که نیست
این دوا در طبله عطار برج اولیا.شفیع اثر ( آنندراج ).
برجی از قلعه هرات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهدی و هادی و تاج انبیاء بهترین خلق و برج اولیا
💡 ز صدقست این که شنقار شکار انداز اقبالش چو شهبازان برج اولیا هم آشیان دارد