لغت نامه دهخدا
( آب صورت ) آب صورت. [ ب ِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب دست و روی شستن.
( آب صورت ) آب صورت. [ ب ِ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب دست و روی شستن.
( آب صورت ) ( اسم ) آبی که برای شستن روی و دست بکار برند.
آب دست و روی شستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرچمها ۴ عدد و دارای باله پشتی کاسبرگ مانندند. برچهها ۴ عدد (بندرت کمتر) آزاد یا بهطور کاذب به هم متصل اند. کلاله بدون خامه است و گرده افشانی به وسیله باد و گاهی هم به وسیله آب صورت میگیرد. میوه شفت مانند و محتوی دانه بدون آلبومن است.
💡 بس که موزونان ز شرم قامتت گشتند آب صورت فواره باید ریخت از اجزای سرو
💡 سر آب چه بود آب ما صنع اوست صنع مغزست و آب صورت چو پوست
💡 قدرت و صنعش تماشا کن که از یک قطره آب صورت مهپیکر و خورشیدسیما میکند
💡 هرچند اکتشاف اولیهٔ آنها از روی امواج بلند آب صورت گرفت، امواج انفرادی و سالیتونها را در میدانها و زمینههای گوناگون علمی و فنی مورد مطالعات و تحقیقات وسیع نظری و تجربی قرار دادهاند. از آن میان، زمینههای متنوع زیر را میشود برشمرد:
💡 ز گفتگو ندهی جوهر وقار به باد به موج میدهد از آب صورت رفتن