استیمان. [ اِ ] ( ع مص ) استئمان. امان خواستن. ( زوزنی ). زنهار خواستن. از کسی زینهار خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل اللغة ): از غایت اضطرار نه رعایت جانب اختیار را، در استیمان کوفتن گرفت. ( جهانگشای جوینی ). و باستغفار و استیمان پیش آیند. ( جهانگشای جوینی ). بعضی میگفتند برای استیمان است. ( جهانگشای جوینی ). || در امان درآمدن خواستن. ( مجمل اللغة ). || در زنهار کسی درآمدن. || پناه بردن به: با ایشان در استیمان بحصنی که روزی چند از آن جماعت ایمن تواند بود مشورت کرد. ( جهانگشای جوینی ). و اصحاب اشغال بقلعه مرغه استیمان کنند. ( جهانگشای جوینی ). || اعتماد کردن به. || امین یافتن کسی را. || سوگند دادن. || مبارک شدن.
استیمان.[ اَ / َ-َس ْ ] ( فعل ) َ-َستیمان. صیغه متکلم معالغیر. هستیمان. استیم. رجوع به استیم شود:
ما کار زمانه نیک دیدستیمان
از کار زمانه زآن بریدستیمان.؟
(اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - امان خواستن. ۲ - در امان کسی درآمدن.
۱. (فقه ) به امانت گرفتن مال.
۲. امان خواستن، زینهار خواستن.
امان خواستن، زینهارخواستن، درزنهاروامان کسی در آمدن، استیمان: امان خواستن، زینهارخواستن، درزنهاروامان کسی در آمد
( مصدر ) ۱ - زینهار خواستن زنهار خواستن امان طلبیدن بزنهار کسی در آمدن. ۲ - در امان آمدن خواستن. ۳ - پناه بردن به. ۴ - حالت کسی که مال غیر بطور مشروع نزد او باشد.
هستیمان
امان خواستن.
در امان کسی درآمدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنک استیمان (هلندی: Henk Steeman; ۱۵ ژانویهٔ ۱۸۹۴ – ۱۶ فوریهٔ ۱۹۷۹) بازیکن فوتبال اهل هلند بود.
💡 قاعده استیمان یکی از قواعد فقهی است که در شرع و قانون مدنی کاربرد دارد.
💡 بر این قاعده استثناهایی وجود دارد که همگی تحت عنوان قاعده استیمان مطرح و بررسی میشوند و این گونه استیلاها را ید امانی مینامن