استیخ

لغت نامه دهخدا

استیخ. [ اِ ] ( ص ) ستیخ. هر چیز راست و بلند چون ستون و نیزه. مستوزی: اتطاء؛ استیخ ایستادن. ( منتهی الارب ).
- استیخ شدن؛ راست شدن.
- استیخ کردن؛ سیخ کردن. راست و شق کردن، چنانکه نره را.
- استیخ کردن گردن یاگوش و جز آن؛ راست و بلند کردن گردن یا گوش و غیره: اثراَب الیه؛ گردن را استیخ کرد بسوی او در نگریستن. انشظاظ؛ استیخ کردن نره را. ( منتهی الارب ). و امروز سیخ شدن و سیخ کردن گویند.

فرهنگ فارسی

سیتخ، استیغ، ستیغ: هرچیزراست وبلندمانندستون ونیزه، استیخ ایستادن: راست ایستادن، سیخ ایستادن
هر چیز راست و بلند مانند ستون

جمله سازی با استیخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استیخ بروکس (انگلیسی: Stig Broeckx؛ زادهٔ ۱۰ مهٔ ۱۹۹۰) دوچرخه‌سوار اهل بلژیک است.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز