غضبه

لغت نامه دهخدا

( غضبة ) غضبة. [ غ َ ب َ ] ( ع اِ ) پوست بز کوهی کلان سال. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جلد المسن من الوعول. ( اقرب الموارد ). || سپرمانندی است از پوست شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شبه الدرقة من جلد البعیر. ( اقرب الموارد ). || گوشت پاره ای که به سرشت در چشم خانه یا پلک بالایین روید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بخصة تکون بالجفن الاعلی خلقة. ( اقرب الموارد ). || پوست پاره ماهی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جلدة الحوت. ( اقرب الموارد ). || پوست پاره سر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جلدةالرأس. ( اقرب الموارد ). || پوست پاره میان هردو شاخ گاو نر. جلدة ما بین قرنی الثور. || سنگلاخ درشت و سخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). صخرة صلبة. ( اقرب الموارد ). || اسم مرة از غَضب، خاشاک رفتن در چشم یا به بیماری غضاب مبتلی شدن. ( اقرب الموارد ). رجوع به غَضب شود.
غضبة. [ غ َ ض َب ْ ب َ ] ( ع ص ) به معنی غُضُب. ( منتهی الارب ) ( تاج العروس ). خشمناک.
غضبة. [ غ ُ ض ُب ْ ب َ ] ( ع ص ) به معنی غُضُب. ( منتهی الارب ). خشمناک.
غضبة. [ غ ُ ض َب ْ ب َ ] ( ع ص ) به معنی غُضُب. ( منتهی الارب ). خشمناک.

فرهنگ فارسی

بمعنی غضب خشمناک

جمله سازی با غضبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 537 - قال رسول الله صلى الله عليه و آله: ثلاث من كن فيهيستكمل خصال الايمان الذى اذا رضى لم يدخله رضاه فىباطل و اذا غضب لم يخرجه غضبه من الحق و اذا قدر لم يتعاط ما ليس له.

💡 حديث: 1 ابى رحمه الله عن سعد بن عبدالله عن احمد بن محمد عنالحسين بن سيف عن اخيه عن ابيه عن عاصم عن ابى حمزه الثمالى عن ابى جعفر عليهالسلام قال سمعته يقول من كف نفسه عن اعراض الناس كف الله عنه عذاب يوم القيامه و منكف غضبه عن الناس اقاله الله نفسه يوم القيامه.

💡 حديث: 2 ابى رحمه اللهقال حدثنى محمد بن احمد عن على بن الصلت عن احمد بن محمد بن خالد عناسماعيل بن مهران عن سيف بن عميره عمن سمع ابا عبدالله عليه السلامقال يقول من كف غضبه ستر الله عورته.

💡 میگوید اگر نه سخنی بودی که پیش رفت از اللَّه و حکم کرد و آن سخن آنست که با آدم گفت آن گه که او را عطسه آمد: یرحمک ربک فسبقت رحمته غضبه، اگر نه این سخن بودی من عذاب فرو گشادمی باین امت بآن اختلاف و تفرق که ایشان در آن بودند.

💡 280 - عن ابى الحسن عليه السلام قال:قال لى - و جرى بينى و بين رجل من القوم كلام -فقال لى: ارفق بهم فان كفر احدهم فى غضبه و لاخير فيمن كان كفره فى غضبه.

💡 قيل اجتمع اصحاب محمد (ص ) فنذكروا اى الحروفادخل فى الكلام ؟ واجمعوا ان الالف دخولا من سائر الحروف،فقال امير المؤمنين عليه السلام و خطب بديهه هذه الخطبه المونقه و هى: حمدت من عظمتمنته، و سبغت نعمته، و سبقت غضبه رحمته ؛

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز