لغت نامه دهخدا
طابران. [ ب َ ] ( اِخ ) طبران. یکی از دو شهر باستانی طوس. طابران و نوقان، که مجموعاً طوس نامیده میشدند. ( مراصد الاطلاع نقل به معنی ). || یاقوت در معجم البلدان به نقل از بلاد ری گوید: خراسان چهار قسمت بوده، ربع اول ایرانشهر که عبارت بود از نیشابور، قهستان، طبسان، هرات، بوشنج، بادغیس و طوس که نام آن طابران است. ( معجم البلدان ). و این شهر مولد شاعر شهیر فردوسی طوسی علیه الرحمه است از قریه باژ. رجوع به چهار مقاله چ قزوینی چ بریل ص 47 شود: و چون نتواند بر آن راه رفتن اگر براه هرات و سرخس رود ممکن باشد او را گرفتن. پس بر این عزم سوی طابران طوس رفت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 616 ). و سبج ( شبه ) نیکومعدنش در طابران طوس است. ( الجماهر بیرونی ص 199 ).
طابران. [ ب َ ] ( اِخ ) یکی از نقاط قلمرو ابوخزیمه بوده است. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ).