جعله

لغت نامه دهخدا

( جعلة ) جعلة. [ ج َ ع َ ل َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ جاعل. جعل کنندگان.
جعلة. [ ج َ ل َ ] ( ع اِ ) خرمابن ریزه. خرمابن کوتاه یا ردی. || خرمابن آن قدر بلند که دست به وی نرسد. ( منتهی الارب ). ج، جَعل.
جعلة. [ ج ُ ع ُ ل َ ] ( اِخ ) نام موضعی است. ( منتهی الارب ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی جَعَلَهُ: قرارش داد (جعل به معنای گرداندن، قرار دادن و خلق کردن است)
معنی مَا جَعَلَهُ: آن را قرار نداد
ریشه کلمه:
جعل (۳۴۶ بار)ه (۳۵۷۶ بار)

جمله سازی با جعله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و لما جاء موسى لميقتنا و كلمه ربه قال رب أ رنى أ نظر إ ليكقال لن ترئنى و لكن انظر إ لى الجبل فإ ن استقر مكانه فسوف ترئنى فلما تجلىربه للجبل جعله دكا و خر موسى صعقا فلما أ فاققال سبحنك تبت إ ليك و أ نا أ ول المؤ منين (143)

💡 ((...ومن سعى باءخيه الى سلطانٍ لم يبدله منه سوءٌ و لا مكروهٌ اءحبط اللّه عزَّ و جلَّ كلَّ عملٍعمله، فان وصل اليه منه سوءٌ او مكروهٌ او اءذىً جعله اللّه فيطبقةٍ معه ام ان فيجهنَّم...)).(474)

💡 ولى يكى از نشانه هاى قيامت و پايان عمر زمين، خراب شدن اين سدّ و هجوم مجدّد اين اقوام است. چنانكه در آنجا فرمود: (فاذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء )(754) و در اينجا در آيه بعد مى فرمايد: (واقترب الوعد الحقّ).

💡 آنجا هم كه گاهى (مطلبى ) ذكر مى شود راجع به انبيا:((فلما تجلى ربهللجبل جعله دكا و خر موسى صعقا))(572) موسى بعد از اينكه تحت ربوبيت حقتعالى واقع شد و از اين منازل گذشت، آن وقت عرض كرد:((ارنى انظر اليك))(573)، به من خودت را ارائه بده. ارائه بده يعنى من با چشم ببينمت. اينكه از يكنبى بزرگى صادر نمى شود؛ آن نحو ارائه و آن نحو رؤ يتى كه مناسبت با مرئى ورائى است كه دست ما به آن نمى رسد.

💡 «لا جَرَمَ» من جعله اسما فهو مفتوح یعنی لا بدّ، «أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْخاسِرُونَ» المغبونون. و من جعله فعلا جعل لا ردّا لکلامهم ثمّ قال جرم ای وجب «أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْخاسِرُونَ».

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز