لغت نامه دهخدا
جایزان. [ ی ِ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش رامهرمز شهرستان اهواز است. این دهستان از شمال بدهستانهای سلطان آبادو ابوالفارس و از خاور به شهرستان بهبهان و از جنوب بدهستان گدارچیتی و از باختر به دهستان آسیاب محدوداست. موقعیت طبیعی این دهستان دشت و هوای آن گرمسیرو مالاریائی است. این دهستان از 10 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و در حدود 1100 تن جمعیت دارد و مرکز دهستان و قراء مهم آن عبارتند از: خدامراد و سرجولکی، آب مصرفی دهستان از رودخانه مارون تأمین میگردد و محصول عمده آن غلات، برنج و کنجد است. شغل مردان زراعت و راههای دهستان مالرو است. ساکنین از طائفه بهمئی و بهبهانی هستند. معادن نفت در این دهستان کشف شده و استخراج میگردد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جایزان. [ ی ِ ] ( اِخ ) این ده مرکزدهستان جایزان بخش رامهرمز شهرستان اهواز است در 50هزارگزی جنوب خاوری رامهرمز و 3 هزارگزی شمال خاوری راه شوسه مارون به آغاجاری واقع شده است. موقعیت طبیعی این دهستان گرمسیر و مالاریائی است و 200 تن سکنه شیعه فارسی زبان دارد. آب مشروب از رودخانه مارون تأمین میشود و محصول آن غلات، برنج، کنجد و بزرک است و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است چاه نفت و پاسگاه ژاندارمری دارد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جایزان. [ ی ِ ] ( اِخ ) نام رودخانه ای است در فارس که از بهم پیوستن رودخانه تاب و رودخانه درمش تشکیل میشود. ( از فارسنامه ناصری ).
جایزان. [ ی ِ ] ( اِخ ) محلی است در نه فرسخی شهر بهبهان.