تیره گل

لغت نامه دهخدا

تیره گل. [ رَ / رِ گ ِ ] ( ص مرکب ) آب و شراب دُردآمیز را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). کنایه از آب و شراب دردآمیز بود. ( انجمن آرا ). آب و یا شراب کدر و دردآلود و هر مایع کدر دردآلودی. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تیره گل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون به تن آزاده ز مهر است دل سنگ سیاهیست در آن تیره گل

💡 ز تو است این تقاضا به درون بی‌قراران و اگر نه تیره گل را به صفا چه آشنایی

💡 آن شهریار شیردل وان شهسوار صف گسل چون بینمش در تیره گل بر تخت دیده کامران

💡 ناجلوه‌گاه عارض روزست و زلف شب این تیره گل که لازم این سبز گلشنست

💡 زندانی جسمم، برهانم به سماعی آزادکن از تیره گل، این آب روان را