لغت نامه دهخدا
توپ بستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) گلوله باران کردن جایی را. در زیر آتش توپخانه قرار دادن مکانی را: توپ بستن محمدعلیشاه مجلس شورای ملی را در مبارزه باآزادیخواهان و مشروطه طلبان. رجوع به توپ بندی شود.
توپ بستن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) گلوله باران کردن جایی را. در زیر آتش توپخانه قرار دادن مکانی را: توپ بستن محمدعلیشاه مجلس شورای ملی را در مبارزه باآزادیخواهان و مشروطه طلبان. رجوع به توپ بندی شود.
گلوله باران کردن جایی را در زیر آتش توپخانه قرار دادن مکانی را.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باقر خان فرزند حاج رضا بنا و شغل وی بنایی بود، وی در جریان مشروطیت به مجاهدین پیوست. ریاست مجاهدین محله خیابان تبریز را بهعهده داشت. پس از به توپ بستن مجلس، به دستور انجمن ایالتی همراه با ستارخان به جنگ مسلحانه با قشون دولتی که تبریز را در محاصره داشت، پرداخت. همزمان با او، ستارخان در محله امیرخیز، محله دیگر تبریز، با قوای دولتی جنگ میکرد.
💡 میرزا جهانگیرخان معروف به جهانگیرخان شیرازی یا جهانگیرخان صور اسرافیل روزنامهنگار دوره مشروطیت ایران بود که پس از به توپ بستن مجلس دستگیر شد و در باغشاه در مقابل محمدعلیشاه قاجار به قتل رسید.
💡 سرایا (سرگئی) مارکوویچ شاپشال معروف به شاپشال خان (روسی: Серая́ (Серге́й) Маркович Шапшал زاده ۱۸۷۳ میلادی در باغچهسرای، شبهجزیره کریمه - درگذشته ۱۹۶۱ در ویلنیوس، لیتوانی) معلم روسی و آجودان محمدعلی شاه قاجار بود که نفوذ بسیاری بر او داشت. گفته میشود او یکی از مشوقان محمدعلی شاه برای به توپ بستن مجلس بود.
💡 جهانگیرخان صور اسرافیل، مدیر نشریهٔ صور اسرافیل و در زمرهٔ مشروطهخواهانی بود که در سال ۱۲۸۷ ه.خ پس از به توپ بستن و تعطیلی مجلس به دست عوامل محمدعلی شاه قاجار دستگیر، شکنجه و اعدام شدند. دهخدا که به عنوان سردبیر و نویسنده در این نشریه همکاری میکرد، پس از مدتی از ایران تبعید شد و به سوئیس رفت و تصمیم گرفت انتشار صور اسرافیل را در تبعید از سر بگیرد که موفق به انتشار سه شماره از آن شد.