تنها خوردن

لغت نامه دهخدا

تنها خوردن. [ ت َ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) تنها خود خوردن و به کسی ندادن:
ولیکن نباید که تنها خوری
ز درویش درمانده یاد آوری.( بوستان ).رجوع به تنهاخوار و تنها و دیگر ترکیبهای آن شود.

جمله سازی با تنها خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل به جان آمد از آن باد به شبها خوردن در فرو کردن و ترسیدن و تنها خوردن

💡 هفتم آن که دست به طعام نبرد تا کسی حاضر نیاید که با وی بخورد که تنها خوردن نیکو نیست و هرچند دست بر طعام بیش بود برکت بیش بود. و انس گوید رضی الله عنه که رسول (ص) هرگز طعام تنها نخوردی.

💡 و به اين ترتيب، فرمان خدا را در نظر آنان به گونه ديگرى جلوه داد، و اين طور مجسمكرد كه نه تنها خوردن از شجره ممنوعه زيانى ندارد، بلكه موجب عمر جاويدان و يارسيدن به مقام و درجه فرشتگان خواهد شد.

💡 تنها خوردن چو پیشه کردی خوش ما را به صلا چه می‌فریبی تو

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز