لغت نامه دهخدا
تنم. [ ت َ ] ( ع مص ) خوردن شتر درخت تنوم را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
تنم. [ ت َ ] ( ع مص ) خوردن شتر درخت تنوم را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
خوردن شتر درخت تنوم را
تننم ( به لاتین: Tənənəm ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان شرور واقع شده است.
تنم ۷۴۶ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من نيز در حاليكه موى بدن و ناخنهايم بلند شده بود، از چاه بيرون آمدم. سپس مرا بهحمام برده، شستشو دادند و جامه بر تنم كردند و دستم را گرفته به مجلس فرودآوردند و گفتند:
💡 بس که از موی میان تو جدا موییدم تنم از مویه چو مویی شد و آن موی نماند
💡 اهلی چو یاد آمد مرا آهوی چشم آن پری مجنونصفت جان از تنم رو در بیابان مینهد
💡 از جامه شد عریان تنم وز عار نگشودم دهن بر قامت فقرم حیا چاک گریبان خوش نکرد
💡 بامیدیکه بیابم ز تو پروانه وصل تنم از آتش دل شمع صفت یافت گداز
💡 نام اصلاحات به دوره کانسی (دوره) و نام عصر ژاپنی اشاره دارد که در طی سالهای ۱۷۸۹ تا ۱۸۰۱، بعد از دوره تنمی و قبل از کیووا ادامه داشتهاست.