لغت نامه دهخدا
بلغورشیر. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) گندم خردشده که با شیر می جوشانند و جهت غذای زمستان نگاه میدارند، و آن از غذاهای مردم جنوب خراسان است.
بلغورشیر. [ ب ُ ] ( اِ مرکب ) گندم خردشده که با شیر می جوشانند و جهت غذای زمستان نگاه میدارند، و آن از غذاهای مردم جنوب خراسان است.
گندم خرد شده که با شیر می جوشانند و جهت غذای زمستان نگاه میدارند و آن از غذاهای مردم جنوب خراسان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معروفترین سوغات شهر بار، روغن حیوانی، نان محلی و خشکبار است. از غذاهای محلی و خوشطعم شهر بار میتوان به انواع اشکنه، خورش کنگر، خوراک زْمَرُقْ (قارچ کوهی)، کشته جوش، زیرک جوش، بلغور شیر، حلوا، حلیم، حلوا برنج، فطیر مسکه (فطیر کره ای)انواع نان تافتون و کشک اشاره کرد.
💡 غذاهای محلی: قروت بادمجان، خلویک، اشکنه تخم مرغ، قلور شیر یا بلغور شیر، قلور تروش یا کشک زرد. که امروزه توسط عده ای ازمحققین وفرهنگ دوستان جام دوباره مورد بحث و صحبت و حمایت در شهر شده است.