بر حسب، واژهای است که در زبان فارسی به معنای براساس یا به موجب استفاده میشود. این واژه در متون علمی، ادبی و روزمره به کار میرود و به بیان وابستگی یا ارتباط بین دو یا چند مفهوم کمک میکند. کاربرد آن در علوم مختلف، به ویژه در ریاضیات و آمار، برای بیان روابط و قوانین بسیار حائز اهمیت است. در نوشتههای علمی، بر حسب معمولاً برای بیان ارتباطات میان متغیرها یا معیارهای مختلف به کار میرود. به عنوان مثال، در یک مقاله پژوهشی، میتوان گفت نتایج بر حسب سن بیماران متفاوت بود. این استفاده به وضوح نشاندهنده وابستگی دادهها به یک عامل خاص است و به درک بهتر خوانندگان کمک میکند.
بر حسب
لغت نامه دهخدا
- برحسب آرزو؛ مطابق و موافق آن:
شکر خدا که از مدد بخت کارساز
برحسب آرزوست همه کار و بار دوست.حافظ.- برحسب اتفاق؛ اتفاقاً. قضا را. ( ناظم الاطباء ).
- برحسب دلخواه؛ یعنی بر وفق آرزوی دل. ( آنندراج ):
شد آن فتح برحسب دلخواه نیز
زن و مردش آمد غلام و کنیز.هاتفی ( آنندراج ).- برحسب ظاهر؛ ظاهراً.
جملاتی از کلمه بر حسب
از نسب کردن تفاخر بر حسب سگ سیرتی است غیر مشتی استخوان در دست از اجداد چیست؟
هر کسی روی ترا بر حسب بینش خویش نسبتی کرده به چیزی و تو چیز دگری
گه شکر آن گزاری بر حق اعتقاد گه شغل این گذاری بر حسب اختیار