باغ داد

لغت نامه دهخدا

باغ داد. ( اِخ ) صورت دیگری از کلمه بغداد. خوندمیر آرد: بعضی از فضلاء در وجه تسمیه آن بلده گفته اند که در ازمنه سابقه در آن حوالی باغی بود که آنرا باغ داد میخواندند و زمره ای گویند که بغ نام صنمی است و داد عبارت از بخشش اوست و برین تقدیر لفظ بغداد مرادف باشد به عطیةالصنم. ( حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 214 ). اما برای اطلاع از وجه تسمیه صحیح کلمه رجوع به بغداد شود.

جمله سازی با باغ داد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر کهربا که باد خزانی به باغ داد آن کهربا زمرد و مینا شود همی

💡 خوش آنکه باد صبا، آتش گل افروزد؛ که آب دیده ی من، خاک باغ داد بباد

💡 این نه باغ داد خارستان بیداد است لیک نیست جز ارباب دل را دل ز خار او فگار

💡 باغ داد از نشاط و عیش خبر ای خوش آن کس که مست و بی خبر است

💡 دارد این خرم ز آب تیغ باغ داد را آنچنان کز آب جام آن رونق بغداد شد

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز